تبليغاتX
دختران زمینی

دانشگاه ازاد کرج

لطفا نظرتونو در رابطه بااین دانشگاه برام بنویسید


نوشته شده توسط نگین و مرجان در شنبه دوازدهم شهریور 1390 ساعت 15:15 | لینک ثابت |

کافه پرنس و تولد منصور عزیز

 

منصور عزیزم ۲۹ مرداد قشنگ ترین روز زندگیت و بهت تبریک میگیم به امید روزی که همگی بتونیم از نزدیک ببینیمت دوست داریم

 

 

 

 

 

 

 

اینم از طرف نگین جون


نوشته شده توسط نگین و مرجان در شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ساعت 18:6 | لینک ثابت |

من مرجونم

سلام من یه خرده خوبم کارای نگین رو هم انجام میدم تصمیم دارم قالب رو هم عوض کنم البته تورو خدا اگه نگین خواست منو بکشه نذاریدها! گناه دارم و جوونم تازه یه عالمه هم ارزو دارم!

چقدر این وبلاگ غیرفعاله! تعداد ادماشم کمه اگه وبلاگ خدابیامرز خودم بود الان ترکونده بود!

یه کوچولو بیشتر بیاید قدمتون سر چشم تازه تبادل لینک هم داریما!


نوشته شده توسط نگین و مرجان در پنجشنبه ششم مرداد 1390 ساعت 13:49 | لینک ثابت |

وااااااااایییییییی چی کار کنم!

سلام من مرجان دوست نگینم

نمیدنم فکر کنم ازبس نگین مرجان مرجان کرده همه منو بشناسن

 اومدم بگم من وبلاگم فیلتر شده 

تو روخدا اگه کسی میدونه چه طوری میشه وبم رو نجات بدم بهم کمک کنه

شما فعلا می تونید با وب نگین با من درارتباط باشید منتظرتون هستم


نوشته شده توسط نگین و مرجان در چهارشنبه چهارم اسفند 1389 ساعت 16:4 | لینک ثابت |

تا کنکور 90 خداحافظ

ناامید نتوان بود از او... متن زیر و حتما بخونید تقدیم به تمامی دوستانم

نمی دونم اول سلام کنم یا از همون اول بگم خداحافظ

امروز که اخرین روز اومدن من به نته یه جورایی ناراحتم.ناراحتم که تا ۹ ماه دیگه نمیتونم بیام پیشتون

به همتون خیلی عادت کرده بودم من و مرجانه کنکور نودی هستیم خواهش می کنم برامون دعا کنید

می خوام توی این اپم از بعضی از وبلاگ نویسان محترم اونایی که برام نظر گذاشتن تشکرکنم:

مرجانه دوست عزیزم(عشق و خنده قاطی)ویکی از برو بچه های خوب مشهد(سایبون عاشقی)

یکی از رو بچه های(نایت بکس)و دوست گلش توی شمال و وب(بی نظمی)و سیمای گلم که خیلی

دوستش دارم این سیما هم یکی از بهترین دوستامه(راه عاشقی)و بقیه ی برو بکس

(ادم)که خیلی به من لطف داره هی برام نظر میذاره و (دل عاشق)که من بهش یه عذر خواهی به خاطر

اینکه نتونستم به وبلاگش سربزنم بدهکارم و(تنهای تنها منم)و (مهرناز) گلم و (تکتاز)و...


نوشته شده توسط نگین و مرجان در شنبه سوم مهر 1389 ساعت 0:43 | لینک ثابت |

ای خدای مهربون دلم گرفته

نگین مرجانه

 

باتو شعرام همگی رنگ بهاره

 

با تو هیچ چیزی دلم کم نمیاره

 

وقتی نیستی همه چی تیره و تاره

 

کاش ببخشی تو خطاهامو دوباره

 

ای خدای مهربون دلم گرفته

 

از این ابر نیمه جون دلم گرفته

 

از زمین و اسمون دلم گرفته

 

اخه اشکامو ببین دلم گرفته

 

تو خطاهامو نبین دلم گرفته

 

تو ببخش فقط همین دلم گرفته

 

توی لحظه های من شیرین ترینی

 

واسه عشق و عاشقی تو بهترینی

 

کاش همیشه محرم دل تو باشم

 

تو بزرگی اولین و اخرینی.

 



نوشته شده توسط نگین و مرجان در جمعه بیست و نهم مرداد 1389 ساعت 16:12 | لینک ثابت |

تشکر

به خاطر نظرات و میل هاتون ممنون....
نوشته شده توسط نگین و مرجان در یکشنبه بیستم تیر 1389 ساعت 1:50 | لینک ثابت |

13 نکته

1.دوستت دارم، نه بخاطر شخصیت تو ،بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم.

2.هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.

3.اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

4.دوست واقعی کسی است که دستهای تو را نگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

5.بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگذ به او نخواهی رسید.

6.هرگز لبخند را ترک نکن ،حتی وقتی ناراحتی،چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو بشود.

7.تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

8.هرگز وقت خود را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند،

نگذران.

9.شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را. به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گذار باشی.

10.به چیزی که گذشت غم نخور ،به آنچه که پس از آن آمد لبخند بزن.

11.همیشه افرادی هستند که ترا می آزارند.با این حال همواره به دیگران اعتماد کن . فقط مواظب باش ،به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.

12.خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی،قبل از اینکه کس دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تورا بشناسد.

13.زیاد از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتند که انتظارش را نداری


نوشته شده توسط نگین و مرجان در شنبه نوزدهم تیر 1389 ساعت 3:8 | لینک ثابت |


نوشته شده توسط نگین و مرجان در شنبه نوزدهم تیر 1389 ساعت 2:57 | لینک ثابت |

سریال جدید


نوشته شده توسط نگین و مرجان در شنبه دوازدهم تیر 1389 ساعت 1:32 | لینک ثابت |

شعر برای تولد(حال کنید)

 

          روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو         

         كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو         

         درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم         

         بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم         

          ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم        

         از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم        

          من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون        

         چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون        

          به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم        

         هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم        

          تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم        

         اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم        

          كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش         

         بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش        

          با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک         

         با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک         

         عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک        

         فقط مي خوان بهت بگن :.

.

.

.

.      تولدت مبارک

 

***********************************

بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک

ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک

تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز

از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا

يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن

يکي به نيت تو يکي از طرف من

الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي

با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي

ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن

همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس

واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد

ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد

اينا يه يادگاري توي خاطره هاته

ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد

تولدت عزيزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از اينه و شمعدون

الهي که هميشه واسه تبريک امروز

بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون


نوشته شده توسط نگین و مرجان در دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389 ساعت 9:45 | لینک ثابت |

عکس

                                      

نه اشک نه خنده

فقط می خوام حرف بزنم:

 

همیشه در ناامیدی بسی امید است

 

من در زندگیم تا به حال به دو نفر اعتماد کامل داشتم و دارم نمی گم

     

 خواهم داشت زیرا احتیاط شرط عقله

 

یکی از ان دو نفر مادرمه که با خنده ام خندید با گریه ام گریید و در

 

تنهاییم مرا به اغوش کشید.

 

یکی دیگر از کسانی که توانستم به مدت شش سال به او اعتماد کنم

 

تو(مرجانه)هستی.

 

نام تو ارامش را در قلبم فریاد می کند.همیشه احساس کرده ام که بین تو

 

و مادرم یک وجه اشتراکی هست که من نگین با غروری که همیشه باعث

 

می شد هیچ کس را بالاتر از خودم قبول نداشته باشم به تو اعتماد کردم و

 

بعد فهمیدم که من در برابر تو هیچ بودم تازه فهمیدم که باید قسمت زیادی

 

از زندگی ام را از تو بیاموزم از تو یاد بگیرم چرا که تو با تمام کسانی که در

 

تمام عمرم دیدم فرق می کردی.مهم ترین چیزی که از تو دیدم این بود که

 

هیچ وقت به من دروغ نگفتی درست مثل مادرم صادقانه حرف زدید به جرات

 

می تونم بگم که اگر روزی هم به من دروغ گفته باشید من از صمیم قلب

 

اونو را باور کردم.

 

وبعد ارامشی است که وقتی در کنار مادرم داشتم به همان اندازه هم در

 

کنار تو داشتم.ان روزی که به علاقه ام شک کردی برای یک لحظه دنیا در

 

عمق نگاهم تیره و تار شد ولی بعد انقدر به خودم دلداری دادم که تونستم

 

این حرف تلخت را از یاد ببرم.

 

پارسال تابستان 1388 را یادته که من پشت تلفن فقط گریه می کردم تو به

 

من گفتی این اتفاقیه که افتاده اگه واست ارزش دارم اگه میتونی همین

 

الان فراموشش کنی بمون ولی اگه واست ارزش ندارم و نمی تونی

 

فراموشش کنی بیخیال من شو من گفتم میمونم چون به تو احتیاج دارم

 

چون تو عزیزترینی تا بتونم اون اشتباه و هضم کنم خیلی طول کشید.

 

این همه حرف زدم که بهت بگم من بدون تو نمیتونم ...

 

حالا من اشتباه کردم یه اشتباه بزرگ یه اشتباهی که خودم نمی تونم

 

خودمو ببخشم چه برسه به تو نمی خوام ازت که منو ببخشی نیمتونم بهت

 

بگم. ولی ازت یه چیزی می خوام اگه واست ارزش دارم اگه هنوز دوستم

 

داری منو تنها نذار...

 

چون زندگیمو نفس کشیدنمو به تو مدیونم اگه نباشی میمیرم...

 

جدایی شاید تورو به ارامش برسونه ولی منو داغون می کنه

 

نمیدونم اسمشو چی میذاری تظاهر/وابستگی/علاقه/عادت یا...

 

ولی برای من نفس کشیدن بدون تو حرومه...................

 

زورکی خندیدن خیلی سخته کمکم کن.تو میگی اخرین دیدار روز تولد منه

 

التماست میکنم نذار روز تولد و مرگم یکی بشه

 

 شیرین ترین لحظه ی زندگی مرجانه ی من

 

 هیچ وقت من اشفته رو برای جشن میلادت تنها نذار

 

                                   تولدت مبارک

 

    

 

  

 


نوشته شده توسط نگین و مرجان در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388 ساعت 15:1 | لینک ثابت |

valentine

امروز یکشنبه ۲۵ بهمن و روز عشقه

این روز و به همتون تبریک میگم.


نوشته شده توسط نگین و مرجان در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388 ساعت 15:26 | لینک ثابت |

بیوگرافی منصور حیدری عزیزم

نام و نام خانوادگی: سید محمد منصور حیدری

تولد: 29 مرداد سال 1362 شنبه ساعت 5 صبح در تهران

اصلیت: تهران

وزن: 76

قد: 181

وضعیت تأهل: مجرد

پدر و مادر: پدر 8 ساله فوت شدند و مادر خانه دار

خواهر و برادر: خواهر ندارد و 2 برادر دارد که خودش فرزند دوم است.

رشته ی تحصیلی: علوم انسانی

تحصیلات: دیپلم

محل سکونت: کرج

رنگ مورد علاقه: زرد

گل مورد علاقه: مریم

غذای مورد علاقه: قرمه سبزی

میوه مورد علاقه: همه چیز دوست دارد

پرنده مورد علاقه: پرستو،طاووس

فصل مورد علاقه: زمستان و پاییز

شهر مورد علاقه: بندرعباس،ونیز در ایتالیا

کشور مورد علاقه: فرانسه

ساز مورد علاقه: پیانو

ساز تخصصی: گیتار

شاعر محبوب: مریم حیدرزاده

کتاب محبوب: قورباغه را قورت بده

بازیگر مرد و زن محبوب: اکبر عبدی،پرویز پرستویی،الناز شاکردوست

خواننده مورد علاقه: رضا صادقی،عارف،بنیامین،انریکه

دوست صمیمی: حسین صمد زاده و امیر (از بچگی با هم بزرگ شدند)

اولین قطعه ای که خواند: حقیقت

مؤثر ترین فرد در موفقیتش: مادر



نوشته شده توسط نگین و مرجان در جمعه دوم بهمن 1388 ساعت 15:10 | لینک ثابت |

یک شعر

همه گويند كه: تو عاشق اويی

گر چه دانم همه كس عاشق اويند 

ليك مي ترسم ، يارب 

نكند راست بگويند ؟

روشني 

اي شده چون سنگ سياهي صبور 

پيش دروغ همه لبخندها 

بسته چو تاريكي جاويدگر 

خانه به روي همه سوگندها 

من ز تو باور نكنم ، اين تويي ؟

دوش چه ديدي ، چه شنيدي ، به خواب ؟

بر تو ، دلا ! فرخ و فرخنده باد 

دولت اين لرزش و اين اضطراب 

زنده تر از اين تپش گرم تو 

عشق نديده ست و نبيند دگر 

پاكتر از آه تو پروانه اي 

بر گل يادي ننشيند دگر

مهدی اخوان ثالث

 


نوشته شده توسط نگین و مرجان در جمعه چهارم دی 1388 ساعت 14:44 | لینک ثابت |

سلام خوبین

من امسال درسام سنگینه برای همین نمی تونم زیاد بهتون سر بزنم

راستی من ۲۸مهر تولدم بود (نگین جون تولدت مبارک) خودم خودمو تحویل بگیرم یه ذره.

فعلا بای


نوشته شده توسط نگین و مرجان در پنجشنبه هفتم آبان 1388 ساعت 13:35 | لینک ثابت |

و.....

سلام من اومدم
نوشته شده توسط نگین و مرجان در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 ساعت 14:50 | لینک ثابت |

حرف اخر

تا تابستان ۱۳۸۸خدانگهدار
نوشته شده توسط نگین و مرجان در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 ساعت 14:44 | لینک ثابت |

سال نو

سلام عیدتون مبارک
نوشته شده توسط نگین و مرجان در دوشنبه سوم فروردین 1388 ساعت 15:52 | لینک ثابت |

یک عکس

 

 


نوشته شده توسط نگین و مرجان در دوشنبه شانزدهم دی 1387 ساعت 14:59 | لینک ثابت |

 


نوشته شده توسط نگین و مرجان در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 ساعت 14:4 | لینک ثابت |

مهتاب

 

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم !


در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد


يادم آيد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم


ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ


يادم آيد : تو بمن گفتي :
ازين عشق حذر كن !
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينة عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است
تا فراموش كني ، چندي ازين شهر سفر كن !


با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پيش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پَر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدي ، من نه رميدم ، نه گسستم
باز گفتم كه : تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !


اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب نالة تلخي زد و بگريخت !
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد


يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم ، نرميدم


رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم !
بي تو ، اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

 


نوشته شده توسط نگین و مرجان در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 ساعت 13:50 | لینک ثابت |

دل عاشق

  سلام من دوباره اومدم
نوشته شده توسط نگین و مرجان در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 ساعت 13:47 | لینک ثابت |

 سلام .این وبلاگ و من برای دوستم نگین ساختم.

  مرجانه


نوشته شده توسط نگین و مرجان در جمعه سوم آبان 1387 ساعت 17:45 | لینک ثابت |

    کیکت دیگه بزنیمو برقصیم..

     تولدت مبارک نگین عزیز   

   تولد تولد  تولدت مبارک

   

 با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک فقط میخوام بهت بگم

   تولدت مبارک! .... تولدت مبارک!!

 

       

 به نظر من هم بهترین روز هر کسی روز تولدشه امیدوارم همیشه

  این حس  زیبا  را   داشته   باشی.  میبوسمت  و   هزار بار دیگر


نوشته شده توسط نگین و مرجان در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 ساعت 15:6 | لینک ثابت |

تولدت مبارک

    تولد
نوشته شده توسط نگین و مرجان در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 ساعت 15:57 | لینک ثابت |

دچار

 

 دچار يعني عاشق,

 و فكر كن:

كه چه تنهاست

وقتي ماهي كوچك,

 دچار آبي بي كران باشد.

 حال اعتراف!

 كه آن ماهي كوچكي هستم,

 كه دچار تو شده است!


نوشته شده توسط نگین و مرجان در دوشنبه هشتم مهر 1387 ساعت 15:55 | لینک ثابت |

تقدیم به نگین عزیزم

 

   تولدت مبارك

 

 مي نويسم برايت , مي نويسم تا تو بخواني , مي نويسم تا تو بداني,  كه امروز بهترين روز زندگيم است آري روز ميلاد تو !  اما هرچه فكر مي كنم نمي دانم چگونه احساسات و  علاقه ي خود را به روي كاغذ پياده كنم.  اكنون كه به تو مي انديشم دوست دارم تمام گلهاي عالم را به پايت بريزم تا شايد اندكي از عشق من به خودرا باور كني چه زيبا بود روزي كه به دنيا آمدي!  تو خود مي داني كه در آن روز زيبا باران باريده استاما همه فكر مي كردند به خاطر پاييز است حال بايد اعتراف كنم كه خيالشان خطاست چون حتي ابرها هم به حال فرشته ها گريه مي كردند مي داني چرا ؟ چون يكي از بهترينشان را از دست داده بودند اما انسان هاي زميني مي خنديدند به خاطر تو , به خاطر وجود پاكت, اكنون كه اين روزها در كنارت هستمخوش ترين ساعات زندگيم را سپري مي كنم  با تو زندگيم حتي در جهنم هم بهشت مي شود مگر ممكن است كسي  تو را ببيند و عاشقت نشد , عاشق آن قلب مهربانت ,  عاشق آن دو چشم زيبايت همه ي اين ها مرا هم بهدام خود انداخته است آري! مرا هم شيفته ي خود كرده ايو من هم مانندآهوي رامي كه صياد خود را دوست داشته باشد تو را مي پرستم مي داني! امروز روز زيبايي است روز تولد تو!  و من حيران مانده ام كه چه بگويم از تو, چه تقديمت كنم تا لايقخوبي هايت باشد امروز زيباست و من غرق در انديشه با خود زمزمه مي كنم                                                                                                                                                                                                                                                                                 آري مي نويسم برايت , مي نويسم تا تو بخواني , مي نويسم تا تو بداني....

 


نوشته شده توسط نگین و مرجان در دوشنبه هشتم مهر 1387 ساعت 15:52 | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

درباره ی ما


خدای درهای باز....
خدای درهای بسته....
ما را از این استانه بگذران!
امین

آرشیو

شهریور 1390
مرداد 1390
اسفند 1389
مهر 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آبان 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387

پیوند های وبلاگ

اون یکی وبم
......سایبون عاشقی......
یار مهربان
دل عاشق
taktaz
عشقم(مرجانه)
مهرناز
راه عاشقی(سیما جونم)
((تنهای تنها منم))
عشق پرزده(ارمین جون)
مریم جونی
منصور حیدری عشقم{مهرناز عزیز}
****علی****
برنامه نویسی(اقای عباسی)
قالب وبلاگ
بازی آنلاین
طراحی سایت ، هاست و دامنه

امکانات

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ negin771 محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم